راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

مفهوم راهی به رهایی را نخستین بار بر جلد کتابی از مصطفی ملکیان دیدم. فارغ از قضاوت، پیرامون ارزش راه هر انسان، شاید جستجو برای این راه، یکی از تجربیات مشترک گروه وسیعی از آدمیان باشد که در بخشی از زندگی، آنان را به خود مشغول میدارد. برخی آن را می‌یابند، گروهی جستجو برای آن را در میانه راه وا می‌گذارند و دسته‌ای نیز تا پایان زندگی مسافر این راهند.

این وبلاگ، جایگاه نوشته‌هایی پراکنده در حوزه‌هایی مختلف است که همگی حول یک موضوع سامان گرفته‌اند:

راهی به رهایی

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است


شفافیت در مکانیزم‌ها، فرایندها و قوانین نظام‌های حکمرانی، از ابتدایی‌ترین استلزامات برای بهبود کیفیت حکمرانی و تامین بیشینه منافع ملی است.

این روزها گروهی از روحانی برای به دست آوردن سهمی بیشتر در کابینه سهم‌خواهی می‌کنند و گروهی دیگر نیز که بخشی از آنها در پی افزایش سهم خود در کابینه از طریق از میدان به در کردن رقبا هستند از سهم‌خواهی گروه دیگر شکایت می کنند. این امر که نتیجه آن قطعا به انتخاب کارآمدترین کابینه ممکن منتهی نمی‌‌شود و شکاف را بین نیروهای سیاسی پیروز در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افزایش خواهد داد، نتیجه عدم شفافیت روحانی درباره مکانیزم انتخاب وزرای کابینه است. 

این تازه آشکارترین پیامد عدم شفافیت است؛ باید منتظر فشارهای دیگری نیز بود که در صورت شفافیت در مکانیزم انتخاب کابینه و افزایش مشروعیت آن به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یافت و در آینده بیش از پیش خود را نشان خواهند داد.

هنوز دیر نشده است و روحانی می تواند این تجربه تلخ را به تجربه‌ای شیرین تبدیل کند؛ او می‌تواند با طراحی و اعلام عمومی مکانیزمی کارآمد برای انتخاب اعضای کابینه که زمینه را برای مشارکت انجمن‌ها، احزاب و نخبگان فراهم می‌کند، هم فشار افراد و گروه‌ها را برای سهم خواهی‌های نامشروع کاهش دهد، هم احتمال انتخاب کابینه‌ای کارآمد را افزایش دهد و هم بر مشروعیت گزینه‌های نهایی معرفی شده از سوی خود بیافزاید، مشروعیتی که او و دولت دوازدهم برای گذر از مسیر دشوار پیش رو به میزان زیادی به آن نیازمند است.

این شرایط، تجربیات آموزنده‌ای را نیز برای منتخبان شورای شهر خواهد داشت که در صورت عدم توجه به آن ناگزیر از تکرار تجربه تلخ این روزهای روحانی هستند؛ تجربه‌ای که مطمئناً به تامین بیشینه منافع ملی منتهی نخواهد شد.

@governancesystems

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۰۹:۱۶
سجاد فتاحی


در ارتباط با سازمان محیط زیست به کرات پرسیده می‌شود که آیا تغییر رئیس سازمان می‌تواند سبب ایجاد تغییرات اساسی در عملکرد این سازمان و در نتیجه برداشتن گام‌هایی بلند در جهت بهبود وضعیت محیط زیست ایران گردد؟ این پرسش ریشه در مناقشه دیرین تقدم ساختار بر فرد و یا فرد بر ساختار دارد که در نظریه سیستم‌های پیچیده اینگونه به آن پاسخ داده شده است: بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، مکانی و ویژگی‌های فردی نمی‌توان پاسخی ثابت به این پرسش ارائه کرد. در نظام‌های اجتماعی در برخی موارد کنشگرانی که می‌توان آنها را کنشگرانی سیستم‌ساز نامید این نظام‌ها و چینش عوامل و متغیرها را به گونه‌ای دگرگون می‌نمایند که بر کارآیی و اثربخشی آنها به میزان بسیار زیادی افزوده خواهد شد؛ چنین افرادی از محدودیت‌های ساختاری فراتر رفته و منشا ایجاد تحول در نظام‌های اجتماعی می‌شوند؛ اما بسیاری دیگر از افراد نیز چنان در چنبره ساختارهای ناکارآمد اجتماعی - سیاسی اسیر می‌شوند که انتخاب این یا آن فرد، تغییری در نحوه عملکرد یک ساختار و یا سازمان نخواهد داشت.

با توضیح مختصر فوق در ادامه به ویژگی‌هایی پرداخته خواهد شد که از نظر نگارنده رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست می‌بایست از آنها برخوردار باشد.

به اهمیت اثرگذاری طراحی نظام‌های حکمرانی بر عملکرد آنها واقف باشد تا آسیب‌شناسی و اصلاح ساختار سازمان محیط زیست را در اولویت‌های کاری خود قرار دهد؛ چرا که این سازمان برای بهبود عملکرد به چنین اصلاحاتی سخت نیازمند است.        

دارای فهمی بین رشته‌ای از موضوع محیط زیست بوده و ارتباط اقتصاد، اجتماع، سیاست و محیط زیست را به خوبی درک کرده باشد.

طرفدار شفاف‌سازی مکانیزم انتخاب روسای بلند پایه سازمان و مدیران ارشد آن باشد تا زمینه برای بازیگری توانمندان در حاشیه مانده فراهم شود.

به پیچیدگی و بدخیم بودن مساله محیط زیست در ایران اشراف داشته باشد؛ زیرا این امر لازمه درک ضرورت ایجاد زمینه برای مشارکت واقعی تمامی ذینفعان در حل بحران‌های پیش‌روست.

وام‌دار هیچ یک از افراد و جریان‌های سیاسی برجسته کشور نباشد تا بتواند شایسته‌سالاری را به معنای واقعی کلمه در سازمان حاکم نماید.

در حد امکان از مدیران جوان کشور باشد؛ چرا که «کهنه مدیران» چنان ساختار ذهنی‌شان بسته شده و تیم‌هایشان چیده شده است که اهمیت ایجاد اصلاحات اساسی را درک نکرده و مجالی برای بازیگری بازیگران توانمند در حاشیه مانده فراهم نخواهند کرد.

به ضرورت و اهمیت نقش جامعه مدنی و مشارکت اجتماعی در جهت مواجهه با بحران‌های زیست محیطی پیش رو آگاه باشد.

عمق و شدت بحران‌های محیط زیستی ایران را درک کرده باشد تا بداند مجال اندکی برای مواجهه بهینه با این بحران‌ها باقی مانده است.

و در نهایت

باید بتوان در موضع‌گیری‌های وی در سال‌های گذشته شواهدی در ارتباط با هر یک از ویژگی‌های فوق را یافت تا با استناد به آنها بتوان از فردای انتخاب به عنوان ریاست سازمان، از او عمل بر اساس آنها را مطالبه کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۷:۵۷
سجاد فتاحی


مهمترین خواسته از رئیس آینده سازمان حفاظت از محیط زیست آن است که چهار سال بعد، بواسطه اقدامات این سازمان، حال «ایران کهن» اندکی بهتر شده و روند رو به رشد بحران های محیط زیستی که می‌رود تمامیت ارضی کشور را با مخاطراتی جدی روبرو نماید متوقف شده باشد.

ممکن است او در این مسیر شکست بخورد؛ اما مهم آن است که فعالین محیط زیست ایران در پایان این چهار سال یک جمله بگویند:

«او هر آنچه که در توان داشت برای محیط زیست ایران انجام داد و با توجه به محدودیت‌های موجود بیش از این کاری شدنی نبود.»

جمله‌ای که اگر با خود صادق باشیم در مورد روسای پیشین و ریاست کنونی آن نمی‌توان بر زبان آورد؛  که اگر بنا بر این باشد که شخصی توانمندتر در این جایگاه قرار گیرد، این مهمترین دلیل برای تغییر ریاست سازمان است.

از منظر من ریاست بعدی سازمان محیط زیست برای تحقق این امر می‌بایست اقدامات فراوانی انجام دهد که تنها به برخی از مهمترین آنها در ادامه اشاره شده است:

ظرف مدت شش ماه با جلب مشارکت محافل علمی و تخصصی داخلی و خارجی، «مجموعه شاخص پایداری محیط زیستی ایران» را طراحی کرده و گزارشی شفاف و دقیق پیرامون وضعیت پایداری محیط زیستی استان‌ها و کشور ارائه دهد؛ این اقدام را هر سال تکرار نموده و جایگاه ایران را در فضای حالت پایداری محیط زیستی مشخص کند.

دولت و از همه مهمتر وزارت‌خانه‌هایی چون نیرو، جهاد کشاورزی و امور خارجه و شهرداری‌های کلان‌شهرهای کشور را متقاعد نماید که پیش از هرگونه اقدامی اثرات تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های خود را بر «مجموعه شاخص‌ پایداری محیط زیستی ایران» مورد سنجش و ارزیابی قرار داده و گزارش‌های آن را به صورت عمومی منتشر کنند.

پنج ابر چالش محیط زیستی ایران را شناسایی کرده و با همکاری نخبگان و متخصصین داخلی و خارجی، ضمن ارائه تبیینی دقیق پیرامون علل شکل‌گیری این چالش‌ها، راهکارهایی را با توجه به سطوح ملی و منطقه‌ای برای مواجهه بهینه با آنها به هیات دولت ارائه دهد.

ظرف مدت شش ماه آسیب‌شناسی دقیقی از سازمان حفاظت از محیط زیست انجام داده و رئیس جمهور و هیات دولت را در جهت اصلاح ساختار این سازمان و رفع این آسیب‌ها متقاعد نماید.

روسای سازمان در استان‌های مختلف و معاونان بلند پایه خود را با مکانیزم و شاخص‌هایی شفاف که به صورت عمومی اعلام شده است بر مبنای شایسته سالاری انتخاب نماید.

دغدغه محیط زیست را با زندگی مردم و مسئولین پیوند دهد؛ برای این منظور هر هفته 5 دقیقه با مردم و مسئولین پیرامون وضعیت محیط زیست کشور سخن بگوید و زمینه را برای مشارکت هرچه بیشتر مردم و جوامع محلی در حفاظت از محیط زیست فراهم نماید.

ضمن توجه به اهمیت اقتصاد محیط زیست با جلب مشارکت متخصصین داخلی و خارجی، با ارائه طرح‌ها و پیشنهادهایی به وزارت‌خانه‌های مختلف، بین اقتصاد و محیط زیست در ایران به گونه‌ای پیوند برقرار نماید که از دو حوزه رقیب و متضاد به دو حوزه تقویت کننده یکدیگر تبدیل شوند.

فهم بین رشته‌ای و پیچیده نسبت به موضوع محیط زیست را در بین مسئولان بلند پایه کشور ایجاد نماید.

 و در پایان اگر مجالی یافت

ساختمان کنونی سازمان حفاظت از محیط زیست را که چندان دوست‌دار محیط زیست نیست به معنای واقعی به ساختمانی دوست‌دار محیط زیست تبدیل کند.

@governancesystems 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۸:۴۷
سجاد فتاحی


یکی از مهمترین اقدامات حسن روحانی در دولت جدید می‌تواند این باشد که به جای انتخاب وزیری بیمارستان‌ساز برای وزارت بهداشت و وزیری سد ساز و نیروگاه‌ساز برای وزارت نیرو، که تنها در مسیر تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف گام بر می دارند، وزرایی را برای هر یک از این وزارت‌خانه‌ها انتخاب کند که ضمن آشنایی با نگرش پیچیده و بین رشته‌ای به فرایند سیاست‌گذاری و با همکاری بخش‌های دیگر نظام حکمرانی و جامعه مدنی دو اقدام اساسی را انجام دهند: نخست اصلاح الگوی تغذیه و دوم اصلاح الگوی مصرف آب و برق در ایران.

پیش از هر چیز خیالتان را راحت کنم که چنین وزرایی در بین نامزدهای اصلی تصدی این وزارت‌خانه‌ها وجود ندارد و برای یافتن آنها می‌بایست چشم‌ها را شست و درها را باز کرد. بین خودمان هم بماند که چندان به انتخاب چنین وزرایی بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزیران امیدی ندارم.

با این دو اقدام با قطعیت بالا می‌توان گفت که سلامت ایرانیان به گونه‌ای بهبود و مصرف آنها به گونه‌ای کاهش خواهد یافت که همین امکانات و زیرساخت‌های درمانی و آب و برق موجود و شاید حتی نیمی از آن پاسخ‌گوی نیازهای ایرانیان بوده و مجال و منابع لازم برای کنترل برخی از بحران‌ها فراهم می‌گردد.

برای توجیه مطالب فوق به دو مثال زیر توجه کنید:

در دهه 1990 دولت لهستان ضمن تغییری در سیاست‌های تغذیه‌ای خود، با حذف یارانه متعلق به فرآورده‌های گوشتی و افزایش واردات میوه جات و افزایش مصرف روغن‌های گیاهی، موجب کاهش 25 درصدی در میزان بیماری‌های قلبی در کشور خود شد. این میزان کاهش بیماری‌های قلبی تا آن زمان بی سابقه بوده است. 

در جنگ جهانی اول نیز، کمبود غذا، دولت دانمارک را مجبور کرد، آسیاب کردن غلات را ممنوع سازد و دستور دهد که مردم غلات را به طور کامل یعنی تصفیه نشده و سبوسدار مصرف کنند،  بر اثر این اقدام، تغذیه مردم دانمارک چنان بهبود یافت که در سال‌های جنگ،  میزان مرگ و میر 34٪ کاهش یافت و موارد سرطان،  بیماری قند، فشار خون بالا و بیماری‌های کلیوی به میزان قابل توجهی تنزل پیدا کرد و علائم تندرستی به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت ( مومنی، 1394: 52-67).

حال به این آمارها توجه کنید:

- سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران 42 لیتر و در جهان 10 لیتر است 

- سرانه مصرف روغن در ایران 4.5 کیلوگرم بالاتر از استانداردهای جهانی است

- سرانه مصرف نمک در ایران پنج برابر استانداردهای موجود است.

- سرانه مصرف شکر در ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است ( مومنی، 1394: 52-67).

اگر آمارهای فوق را در کنار مصرف زیاد مواد مخدر و چاقی و کم تحرکی ایرانیان قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که اصلاح الگوی تغذیه و سبک زندگی ایرانیان می‌تواند به میزان قابل توجهی سلامت آنها را بهبود داده و ضمن کاهش نیاز آنها به خدمات درمانی به میزان قابل توجهی در هزینه‌های درمانی کشور صرفه‌جویی کند. اما باید بدانیم قطعا چنین اقداماتی بسیار دشوارتر و پیچیده تر از ساختن بیمارستان برای بیمارانی است که بواسطه این الگوی تغذیه هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود.

وزارت نیرو نیز در چند دهه گذشته به جای اصلاح الگوی مصرف در حوزه‌های مختلف، بر گسترش زیرساخت‌ها برای پاسخ‌گویی هر چه بیشتر به نیازهای در حال رشد تمرکز نموده و مرتبا با فشار بر منابع گوناگون کشور تنها بر ناپایداری ایران افزوده است. در حالی که با تمرکز بر اصلاح الگوی مصرف آب و برق در حوزه های گوناگون می توانست با نیمی از زیرساخت های موجود پاسخ گوی نیازهای کشور باشد.     

اگر وزرای دولت روحانی تا پایان دولت دوازدهم توانستند سرانه مصرف شکر، نمک، نوشابه‌های گازدار، آب و برق را کاهش دهند باید بدانیم که او در انتخاب های خود موفق بوده و در مسیر پایداری ایران گام برداشته‌؛ اما در غیر این صورت باور کنیم انتخاب وزرایی که تنها از طریق فشار بر منابع، تعداد بیمارستان‌ها، سدها و نیروگاه‌ها را زیاد می‌کنند در حالی که بر تعداد بیماران و سرانه های مصرف افزوده می شود تنها حرکت به سوی ناپایداری بیشتر ایران و ایجاد زمینه برای تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف است.

@governancesystems

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۸:۳۶
سجاد فتاحی