راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

مفهوم راهی به رهایی را نخستین بار بر جلد کتابی از مصطفی ملکیان دیدم. فارغ از قضاوت، پیرامون ارزش راه هر انسان، شاید جستجو برای این راه، یکی از تجربیات مشترک گروه وسیعی از آدمیان باشد که در بخشی از زندگی، آنان را به خود مشغول میدارد. برخی آن را می‌یابند، گروهی جستجو برای آن را در میانه راه وا می‌گذارند و دسته‌ای نیز تا پایان زندگی مسافر این راهند.

این وبلاگ، جایگاه نوشته‌هایی پراکنده در حوزه‌هایی مختلف است که همگی حول یک موضوع سامان گرفته‌اند:

راهی به رهایی

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

(در ضرورت گفتگوی ملی پیرامون بحران زاینده‌رود)

حسن روحانی در سخنرانی خود در جمع مردم اصفهان در بهمن ماه 1393، بیان نمود که «.. زاینده‌رود اگر آب کافی نداشته باشد، نباید خشک شود...». این سخن روحانی، نمایانگر بی اطلاعی دستگاه دولت در ارتباط با عمق و شدت بحران آب در سراسر کشور و البته در قلب فلات مرکزی ایران بود؛ که خنده‌ای تلخ را بر لبان افرادی که اندکی آگاهی نسبت به وضعیت آبی  این حوضه داشتند نشاند؛ چرا که در همان زمان نیز با جمع‌ و تفریقی بسیار ساده می‌شد حدس زد که آب ذخیره شده در پشت سد زاینده رود، در همان سال آبی نیز برای عملی نمودن قول رئیس جمهور کافی نیست و تنها چند ماه بعد از این سخنان، اگرچه تلاش‌های گوناگونی نیز برای عملی شدن آن صورت پذیرفت، زاینده‌رود بار دیگر و البته این بار با شدتی بیشتر خشک شد. پس از آن سخنان، هر سال بر شدت بحران آب در حوضه زاینده‌رود افزوده شد به گونه‌ای که هم‌اکنون آب پشت سد زاینده‌رود به گونه‌ای کاهش یافته که تامین آب شرب مردم استان اصفهان نیز با مشکل مواجه شده است. 

در جلسه‌ای که چند روز پیش در استان اصفهان و با حضور جمعی از نخبگان این استان برگزار شد، استاد عزیزم محسن رنانی جمله‌ای را گفتند که با عنوان این متن ارتباط می‌یابد او گفت: «اگر تدبیری اندیشده نشود، اصفهان در بحران آب زاینده‌رود غرق خواهد شد» و کیست که نداند غرق شدن اصفهان در بحران آب زاینده‌رود، به معنای غرق شدن ایران است.

برای تمامی آنانی که نسبت به آینده این سرزمین و ساکنان آن دل‌نگرانند، زاینده‌رود و هدیه آن، اصفهان، به همان اندازه ارزشمند و دوست داشتنی است که خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد و البته جای جای این سرزمین کهن. اما بحران آب کنونی در حوضه زاینده‌رود به گونه‌ای طرح و مدیریت می‌گردد و آگاهانه و یا ناآگاهانه بر آتش آن دمیده می‌شود که ابعاد نگران کننده‌ای یافته است. تمامی هموطنان عزیزمان در اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و یزد به صورت عام و نخبگان این استان‌ها در حوزه‌های گوناگون به صورت خاص، باید بدانند که در این بحران یا همه ایران پیروز خواهد شد و یا همه با هم شکست خواهیم خورد و تصور پیروزی یک استان بر استان دیگر تصوری کودکانه و خام اندیشانه است. از این رو فروکاستن مساله‌ای ملی که می‌بایست گفتگویی ملی نیز بر سر آن صورت گیرد، به مساله‌ای استانی، بزرگترین خطایی است که می‌توان در شرایط کنونی مرتکب شد. راه حل تخفیف این بحران و رهایی از آن به هیچ عنوان راه حلی ساده نیست و جز با گفتگو نمی‌توان به آن دست یافت. نظام سیاسی و دولت نیز باید بداند که با تصویب مصوباتی محرمانه و یا ممنوع نمودن سخن گفتن از این بحران و ابعاد گوناگون آن، نه تنها مساله حل نخواهد شد، بلکه بر شدت و عمق آن نیز افزوده خواهد شد. راه حل نهایی این بحران، اگر هنوز برای رسیدن به آن دیر نشده باشد، تنها از طریق گفتگو بین تمامی ذی‌نفعان امکان‌پذیر است و شروع این گفتگو نیازمند نهاد واسطی است که ذی‌نفعان، به بی طرفی آن در این بحران ایمان داشته باشند. دولت می‌بایست مسئولیت یافتن راه حل بهینه مواجهه با این بحران را به این نهاد واسط واگذار نماید تا در گام اول با گفتگویی جداگانه با تمامی ذی‌نفعان و نخبگان و نمایندگان آنها و در گام بعد تلاش در جهت برقراری دیالوگی بین آنها امکان دست یافتن به راه حلی میانه و پایدار را بررسی و آزمون نماید. باید بدانیم که فرصت بسیار کمتر از آن است که می‌پنداریم و خطر غرق شدن ایران در بحران زاینده رود نزدیک‌تر از آنچه که تصور می‌کنیم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۵ ، ۲۰:۳۶
سجاد فتاحی


(با تاکید بر ضرورت توجه به خطر تک دوره‌ای شدن حسن روحانی)

@governancesystems

خلاصه

در اواخر سال 1393 در متنی با عنوان «روحانی و خطر تک دوره‌ای شدن» (http://apathtoliberation.blog.ir/1395/08/20/post%2040) مجموعه دلایلی بر شمرده شد که مبین احتمال تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دوره‌ای ایران بود. اکنون به نظر می‌رسد که این احتمال بیش از گذشته تقویت شده است.

 بنا به دلایلی که در آینده به آن پرداخته خواهد شد و در متن کنونی نیز به صورت تلویحی به آن اشاره شده است، تمامی انتخابات‌های پیش‌رو، بویژه انتخابات‌های ریاست جمهوری 1396 و 1400 از اهمیتی اساسی در جلوگیری از رسیدن سیستم حکمرانی در ایران به نقطه‌ای بی بازگشت برخوردارند؛ که همین امر توجه و برنامه‌ریزی برای آنها را بیش از پیش ضروری می‌نماید. نگارنده در این نوشتار به چهار دلیل (افزایش فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین تا انتخابات ریاست جمهوری 1396؛ کاهش انگیزه بدنه اجتماعی سیاسی حامی روحانی در انتخابات 1392 برای حمایت دوباره از او در انتخابات پیش‌رو؛ آسیب‌پذیری روحانی در برابر انتقادات سایر نامزدها، بواسطه قرار داشتن در مسند قدرت؛ نیاز بخش‌های غیر انتخابی نظام سیاسی به عدم پیروزی روحانی در انتخابات پیش‌رو در جهت یکدست نمودن ساختار قدرت برای کنترل بحران‌های ناشی از مساله جانشینی) معتقد است که خطر تبدیل شدن حسن روحانی به نخستین رئیس جمهور تک دوره‌ای ایران بیش از پیش تقویت شده که همین امر ضرورت اندیشیدن تحول‌خواهان به استراتژی‌هایی جهت مواجهه بهینه با این خطر را ضروری نموده است. در پایان متن نیز سه استراتژی (ایجاد زمینه برای اصلاحات و تغییرات ساختاری در دولت؛ در نظر گرفتن گزینه‌ای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو؛ قطبی نمودن فضای کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم) برای مواجهه بهینه با این شرایط پیشنهاد شده است که می‌تواند با موارد دیگری تکمیل گردد. اما نخستین گام برای اندیشیدن به این استراتژی‌ها و یا سایر موارد جایگزین جدی گرفتن خطر تک دوره‌ای شدن حسن روحانی است که به نظر می‌رسد تحول‌خواهان چندان آن را جدی نگرفته‌اند.


متن اصلی 

با مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، تا حدودی وضعیت متغیرهای اصلی اثرگذار بر انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1396 مشخص شده است و اکنون می‌توان با قطعیت بیشتری پیرامون این انتخابات و استراتژی‌های تحول‌خواهان در آن سخن گفت.  

با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به احتمال فراوان وضعیت برجام در بهترین حالت در شرایط کنونی باقی خواهد ماند و با توجه به اینکه دولت نیز انگیزه چندانی برای ایجاد تغییرات ساختاری در خود، که لازمه بهبود وضعیت اقتصادی در چنین شرایطی است ندارد، وضعیت اقتصادی کشور تا تابستان 1396 تغییر مثبتی نخواهد داشت و فشار اقتصادی بر طبقات متوسط به پایین  افزایش یافته و نارضایتی‌های اقتصادی موجود تشدید خواهد شد. در چنین شرایطی انگیزه بخشی از بدنه حامی حسن روحانی در انتخابات سال 92 که به امید بهبود وضعیت اقتصادی و یا ترس از بدتر شدن شرایط اقتصادی به او رای داده‌اند برای حمایت دوباره از او در انتخابات سال 96 کاهش خواهد یافت.  

@governancesystems

بی برنامگی و عدم تمایل تیم انتخاباتی حسن روحانی برای حفظ ارتباط خود با بدنه اجتماعی سیاسی حامی خود در انتخابات گذشته، انگیزه حمایت دوباره از او در انتخابات پیش‌رو را در بین این بخش‌ها نیز کاهش داده است. اگرچه ممکن است این گروه‌ها در انتخابات 96، گزینه دیگری را برای حمایت نیابند اما همین کاهش انگیزه می‌تواند به تلاش کمتر برای جلب رای دوباره برای حسن روحانی منجر شود که نتیجه خود را بر آرای ریخته شده به صندوق‌ها بر جای خواهد گذارد.    

قرار داشتن روحانی در مسند ریاست جمهوری با توجه به عملکرد نه چندان قوی دولت وی از دید عموم مردم (با توجه به نتایج نظر‌سنجی‌های صورت گرفته) خود عاملی است که او را در مقایسه با نامزدی که در این مسند قرار ندارد ضربه‌پذیرتر می‌نماید. این ضربه‌پذیری، بواسطه وجود ابهاماتی پیرامون برخی اطرافیان وی که با نزدیک شدن به فرایند انتخابات از سوی جریان رقیب به میزان بیشتری بر آن تاکید می‌گردد افزایش خواهد یافت .   

@governancesystems

به نکات فوق می‌بایست عدم تمایل بخش‌های غیر انتخابی نظام سیاسی به پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال 96 و حتی نیاز این بخش‌ها به عدم انتخاب مجدد او به منظور یکدست شدن ساختار قدرت در نظام سیاسی، جهت مدیریت بهتر مسائل ناشی از بحران جانشینی را نیز افزود. بحرانی که رفته رفته به آن نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم. همین امر احتمالا منجر به آن خواهد شد که این بخش‌ها با مدیریتی از سطوح بالا، با نامزدی واحد در انتخابات پیش رو ظاهر شوند که طبیعتا شانس آنها برای پیروزی در انتخابات را افزایش خواهد داد.   

مجموع مطالب فوق، ایده احتمال تبدیل شدن روحانی به اولین رئیس جمهور تک دوره‌ای ایران را بیش از پیش تقویت می‌نماید، امری که در صورت عدم توجه تحول‌خواهان به آن می‌تواند برای کشور و آنان هزینه‌های جبران‌ناپذیری را در پی داشته باشد.

حال پرسش این است که در مواجهه با چنین شرایطی، تحول‌خواهان می‌بایست چه استراتژی‌‌هایی را برای انتخابات پیشرو در پیش گیرند.

استراتژی نخست که البته به نظر نمی‌رسد حسن روحانی و حلقه اول مشاوران وی اهمیت آن را درک نموده و انگیزه کافی برای اجرای آن را داشته باشند،  ایجاد اصلاحاتی اساسی در ساختار دولت در جهت افزایش توانمندی و کارآمدی آن برای مواجهه با شرایط پیچیده پیش‌رو است. این اصلاحات، از ایجاد تغییر در ساختار کنونی دفتر هیات دولت تا ایجاد تغییراتی اساسی در ساختار وزارت‌خانه‌ها و تیم اقتصادی دولت را که می‌بایست مدت‌ها پیشتر صورت می‌گرفت در بر می‌گیرد. ایده بازنگری حسن روحانی در ساختار کنونی دفتر هیات دولت و بخش قابل توجهی از معاونین و وزرای کنونی، حتی اگر در مدت زمان باقی مانده عملی نباشد، مهمترین استراتژی برای موفقیت حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو و کامیابی دولت وی در صورت انتخاب مجدد در انتخابات 96 می‌باشد. اصولا مکانیزم انتخاب وزرا و معاونین رئیس جمهور در ایران که مبتنی بر آشنایی‌های دیرینه می‌باشد، مکانیزمی ناکارآمد است که دولت‌ها را زمین‌گیر می‌نماید؛ دولت روحانی نیز بویژه در زمینه اقتصادی از همان روزی زمین‌گیر شد که انتخاب وزاری کابینه خود را مبتنی بر شاخص‌هایی کارآمد انجام نداد.  تهیه شاخص‌هایی دقیق جهت ارزیابی توانمندی‌های افراد برای تصدی هر یک از وزارت‌خانه‌ها و انتخاب وزاری دولت آینده با توجه به این شاخص‌ها که ممکن است منتهی به انتخاب افرادی گردد که اگرچه در سوابق خود تصدی وزارت‌خانه‌ای را ندارند اما از ایده‌ها و توانایی‌های لازم برای متحول نمودن هر یک از وزارت‌خانه‌ها برخوردارند و اعلام اسامی آنها در کنار علل انتخاب هر یک، در دوران تبلیغات انتخاباتی می‌تواند پیامی قوی به حامیان کنونی دولت و مردم باشد که دولت آینده کارآمدتر از دولت کنونی خواهد بود.

استراتژی دوم در نظر گرفتن گزینه‌ای پشتیبان برای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده می‌باشد تا تحول‌خواهان در فرایند انتخابات از درجه آزادی بیشتری برای مواجهه کارآمد با پیچیدگی‌های آن شرایط و رخدادهای پیش‌بینی ناپذیر احتمالی و البته زمان بیشتری برای طرح مطالبات خود و حتی حمایت از اقدامات دولت کنونی در تبلیغات و مناظره‌های انتخاباتی برخوردار باشند. این گزینه می‌بایست چهره‌ای مورد توافق اکثریت تحول‌خواهان بوده و از توانایی لازم برای جلب آرای افرادی که بنا به دلایل اشاره شده ممکن است در انتخابات شرکت نکرده و یا انگیزه چندانی برای شرکت در آن نداشته باشند برخوردار باشد. بدیهی است که شناسایی دقیق این گزینه می‌بایست هر چه سریعتر در دستور کار تحول‌خواهان قرار گیرد.       

استراتژی سوم، قطبی نمودن فضای سیاسی کشور حول موضوعات سیاسی و سیاستی مهم است (یادمان باشد که با روند کنونی به نظر می‌رسد، برجام رفته رفته این قابلیت را از دست خواهد داد و باید به موضوعات دیگری اندیشید)، در شرایط غیر قطبی، احتمال عدم شرکت افرادی که در صورت شرکت در انتخابات به نامزد تحول‌خواهان رای خواهند داد افزایش می‌یابد. 

ناگفته پیداست که عملی نمودن همزمان سه استراتژی فوق و یا سایر استراتژی‌های ممکن دیگر، درجه آزادی تحول‌خواهان را برای تامین منافع ملی و مواجهه با شرایط پیچیده پیش‌رو افزایش خواهد داد.

توجه به تجارب حاصل از انتخابات ریاست جمهوری 1384 در ایران و البته انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا که در یاداشتی دیگر به آن اشاره شده است و توجه به مساله مهم «بحران جانشینی» بر ضرورت و اهمیت اندیشدن تحول‌خواهان دل‌نگران منافع ملی به پیچیدگی‌های پیش‌رو و تدوین استراتژی‌هایی مناسب برای مواجهه کارآمد با آنها می‌افزاید. 

@governancesystems

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۷:۵۵
سجاد فتاحی

(نقدی بر سخنرانان جلسه چالش‌های هیدروپولتیک ایران در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری)

 

جلسه چالش‌های هیدروپولتیک ایران از سلسله نشست‌های مهم گفتگوهای راهبردی، در پسین روز دوشنبه در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد. جلسه‌ای با موضوعی مهم که کیفیت سخنرانی‌های ارائه شده از سوی سخنرانان محترم برنامه (دکتر حجت میان‌آبادی، دکتر عباس عراقچی و مهندس جبار وطن فدا) نسبتی با اهمیت آن نداشت. در ابتدای نشست، دکتر حسام الدین آشنا جمله‌ای را گفتند که با نقد حاضر و عنوان انتخاب شده برای این یادداشت ارتباط می‌یابد، آن جمله که همزمان با پایین آمدن پرده نمایش سالن نشست، بیان شد این بود:

« قرار بود در این جلسه بی پرده سخن بگوییم اما اکنون در پرده سخن می‌گوییم».

این جمله، گویای بخش عمده‌ای از انتقاداتی است که بر فضای جلسه و سخنرانان محترم آن وارد است و از قضا دردی است که بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی ما ریشه در آن دارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

مطالب طرح شده از سوی سخنرانان محترم، ارتباط اندکی با عنوان و موضوع انتخاب شده برای جلسه، یعنی چالش‌های هیدروپولتیک ایران داشت. آنها جز در پرده و در مواردی بسیار معدود به چالش‌های واقعی هیدروپولتیک ایران نپرداختند و بخش عمده‌ای از سخنانشان مباحثی نظری و بی ارتباط با عنوان انتخاب شده برای جلسه بود که متاسفانه از حیث نظری نیز چندان بر دانش یک دانشجوی جامعه‌شناسی، پیرامون هیدروپولتیک نیافزود، متخصصین و اساتید حاضر در جلسه که جای خود دارند.

به نظر می‌رسید بزرگی چالش‌های پیش‌روی ایران در زمینه هیدروپولتیک آب‌های درون و برون مرزی، زبان سخنرانان محترم برنامه را چنان سنگین نموده بود که نمایشی بسیار ضعیف در پرده ارائه دادند، که وضعیت هیدروپولتیک ایران گویای آن است که ظاهرا در پشت پرده نیز نمایشی چندان قوی‌تر از جلوی پرده در جریان نیست.

سیاست‌مداران، سیاست‌گذاران و دانشگاهیان ایرانی باید بدانند که عموم مردم، بواسطه لمس تجربی واقعیت‌های جاری، اگرچه ممکن است از توان تحلیلی مناسبی برای تحلیل چالش‌ها و مسائل پیشرو برخوردار نباشند، اما بیش از تمامی آنها واقعیت را لمس نموده و با آن آشنا هستند. بنابراین چیزی برای پوشاندن و در پرده سخن گفتن نیست، مگر آنکه این عزیزان به صورت عام و البته سخنرانان محترم برنامه به صورت خاص، دغدغه موقعیت سیاسی و یا دانشگاهی خود را داشته باشند، که کاملا برای نگارنده قابل فهم است و از این منظر خرده‌ای بر آنها نیست. اما هنگامی که این عزیزان مسئولیت شرکت در یک جلسه عمومی را بر عهده گرفته و تصمیم می‌گیرند که در جلوی پرده با کنشگرانی از جامعه مدنی ایران پیرامون موضوعی مهم سخن بگویند، می‌بایست به درک و شعور مخاطبان خویش نیز احترام بگذارند؛ چرا که آنان از چالش‌هایی که سیاست‌های نادرست سیستم سیاسی در زمینه آب‌های مرزی در غرب و شرق کشور ایجاد نموده، و نارضایتی‌های ویرانگری که برانگیخته است، و سیاست‌های نادرستی که در زمینه آب‌های درون مرزی به کار گرفته شده و می‌رود که به تضادهایی غیر قابل کنترل در برخی استان‌های کشور چون چهارمحال و بختیاری، اصفهان، خوزستان و ... بیانجامد، و حتی این اندیشه را در بین عموم هموطنان خوزستانیمان رقم زده است که گویا برخی سیاست‌مداران، آنان را پاره‌ای جدا افتاده از وطن می‌دانند و ارزش و قربی کمتر از برخی کشورهای همسایه که روزگاری در مرزهای همین سرزمین بودند و سیاست‌هایی ناروا، از همین دست سیاست‌های جاری، موجبات جدایی آنها از ایران زمین را فراهم نمود، برای آنها قائل‌اند، آگاهند و اگر زحمت حضور در چنین نشست‌هایی را که در اهمیت برگزاری آنها شکی نیست تقبل می‌کنند از آن روست که بر این تصورند، که سخنرانان گرامی، خواهان فراتر رفتن از مباحث کلیشه‌ای و سخن گفتن از این چالش‌ها و تحلیل آنها هستند.

امید است سخنرانان عزیز این جلسه و البته سایر مسئولین و اساتید محترم دانشگاه، لااقل هنگامی که به پشت پرده رفتند، پیرامون این واقعیت‌ها سخن بگویند و اگر احساس کردند که از عهده مواجهه بهینه با این مسائل بر نمی‌آیند، که نمی‌آیند، آنگاه پیش از آنکه دیر شود افراد این سوی پرده را نیز در بازی وارد نمایند.    

شادکامی قرین کسانی باد که پیش از برافتادن پرده، بی پرده با مردم سخن بگویند.  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۳
سجاد فتاحی

(به بهانه راه‌اندازی کانال سیستم‌های حکمرانی)

https://telegram.me/governancesystems

چندی پیش استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی، متنی را با عنوان «ایران، جامعه در مخاطره» منتشر کرد و در آن به بحران‌هایی اشاره نمود که با محیط زیست ایران و سلامت ایرانیان ارتباط می‌یافت. او در ابتدای متن اینگونه بیان نموده است «مدت‌هاست که فکر می‌کنم وظیفه جامعه‌شناسی آن است که نظریه‌ای درباره جامعه ایران ارائه کند، نظریه‌ای که اول، جامعه ایران را توصیف کند، دوم، پیدایش آن در شکل و قواره فعلی را توضیح دهد و تبیین کند و سوم، به تبع توصیف و تبیین‌هایش، راهکارهای خروج از وضع فعلی را تشریح کند. من هر قدر به نظریه‌ای واحد که همه ابعاد جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر داشته باشد فکر می‌کنم، بیشتر به ناممکن بودن آن می‌رسم و اندک اندک به این فکر افتاده‌ام که مجموعه‌ای از نظریه‌ها لازم است که وجوه مختلف جامعه ایران را در سه وجه فوق در بر بگیرند و دست آخر از سرجمع آن‌ها شاید بشود یک نظریه تا حد لازم منسجم استخراج کرد».

با او در این بخش سخنش که وظیفه جامعه‌شناسان ایرانی آن است که نظریه‌ای درباره جامعه ایران ارائه کنند که به چیستی این جامعه، چرایی قرار گرفتن آن در وضعیت مخاطره آمیز کنونی و چگونگی رهایی از این وضعیت پاسخ گوید همداستانم اما مبتنی بر آموزه‌هایی که بسیاری از آنها را از او آموخته‌ام، معتقدم که مشخصا برای جامعه ایران می‌توان نظریه‌ای واحد ارائه نمود که به هر سه پرسش فوق پاسخ گوید و از قضا تکه تکه کردن «مساله ایران زمین بحران‌زده» ما را از شناسایی علت اصلی پیدایش وضعیت کنونی دور نموده و به راه‌حل‌هایی خواهد رساند که کمکی به حل مساله نخواهد کرد. به عبارتی وظیفه جامعه‌شناسان ایرانی، شناسایی ریشه‌های مشترک بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی پیش‌روی ایران به منزله یک کلیت است و جدا دیدن هر یک از این مسائل، کمکی به حل آنها نخواهد کرد.   

@governancesystems

مبتنی بر نظریه سیستم‌ها به صورت عام و نظریه سیستم‌های کنترل اجتماعی به صورت خاص، معتقدم که بخش قابل توجهی از بحران‌های پیش‌روی ایران زمین در ابعاد گوناگون، بواسطه ناکارآمدی و ضعف‌های برآمده از طراحی نامناسب کنترل کننده‌ و تنظیم‌گر این سیستم جغرافیایی، سیاسی که از این پس آن را «سیستم حکمرانی» می‌نامیم، مجال بروز، ظهور و اثرگذارای یافته‌اند و راه رهایی از این وضعیت نیز تنها از مجرای اصلاح و کارآمدسازی این کنترل کننده و تنظیم‌گر و زیرمجموعه‌های گوناگون آن می‌گذرد. به عبارتی بر بحران‌های اشاره شده توسط او و سایر افرادی که بعدها در این بحث شرکت کردند می‌بایست بحران دیگری را افزود که از منظر نگارنده این سطور ریشه وضعیت نامناسب کنونی است و بدون فائق آمدن بر آن، غلبه بر سایر بحران‌ها نیز امکان‌پذیر نخواهد بود و آن بحران چیزی نیست جز «بحران کارآمدی سیستم حکمرانی در ایران».  
در دو سال گذشته مبتنی بر نظریه سیستم‌ها و سیستم‌های کنترل اجتماعی در دو وبلاگ سیستم‌های اجتماعی (www.Socialsystems.blog.ir ) و راهی به رهایی (www.apathtoliberation.blog.ir ) تلاش شده است که در حد توان پیرامون این بحران، نحوه ارتباط آن با سایر بحران‌های زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران و البته راه‌های برون رفت از آن سخن گفته شود. در وبلاگ نخست، بیشتر مباحث نظری و در وبلاگ دوم مباحث روز و عملی‌ای که با آن چارچوب نظری قابل تبیین بود طرح شده است. اکنون با عمومیت یافتن شبکه تلگرام و حتی پیش افتادن آن از رسانه‌ای چون تلویزیون در ایران از حیث میزان استفاده ( تلویزیون 2 و تلگرام 2.5 ساعت از وقت ایرانیان را در روز به خود اختصاص می‌دهد) به نظر می‌رسد انتشار مطالب این دو وبلاگ، نیازمند ایجاد کانالی در شبکه تلگرام است که با توجه به مطالب فوق و اهمیت مساله سیستم حکمرانی در ایران که در سال‌های آتی بر اهمیت آن نیز افزوده خواهد شد، سیستم‌های حکمرانی نامگذاری شده است. بر این اساس، این کانال، مکانی است برای بحث و تبادل نظر پیرامون مساله سیستم‌های حکمرانی، مساله‌ای مهم و دیرپا در تاریخ ایران که هم ریشه وضعیت نامناسب کنونی و هم راه رهایی از آن را می‌بایست در آن جستجو کرد.

https://telegram.me/governancesystems

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۲
سجاد فتاحی