راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

راهی به رهایی

هر انسان در جستجوی راهی به رهایی است؛ راهی که پایانی ندارد

مفهوم راهی به رهایی را نخستین بار بر جلد کتابی از مصطفی ملکیان دیدم. فارغ از قضاوت، پیرامون ارزش راه هر انسان، شاید جستجو برای این راه، یکی از تجربیات مشترک گروه وسیعی از آدمیان باشد که در بخشی از زندگی، آنان را به خود مشغول میدارد. برخی آن را می‌یابند، گروهی جستجو برای آن را در میانه راه وا می‌گذارند و دسته‌ای نیز تا پایان زندگی مسافر این راهند.

این وبلاگ، جایگاه نوشته‌هایی پراکنده در حوزه‌هایی مختلف است که همگی حول یک موضوع سامان گرفته‌اند:

راهی به رهایی


گروهی افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی را اقدامی از سوی دولت در سایه می‌دانند و گروهی دیگر آن را نتیجه ضعف تیم اقتصادی دولت قلمداد می‌کنند. اما بحران‌های کنونی به صورت عام و بحران کنونی ارزی به صورت خاص، بزرگ‌تر از آن هستند که عواملی در سطح کنشگران فردی پدید آورنده آن باشند.  

دو اصل درباره رفتار سیستم‌ها به صورت عام و سیستم‌های حکمرانی به صورت خاص وجود دارد که در تحلیل شرایط کنونی کشور می‌تواند کمک کننده باشد؛ این دو اصل عبارتند از:

1-     یک سیستم بیش‌تر تمایل به تحریف اطلاعات به گونه‌ای دارد که بیشترین پاداش و کمترین تنبیه را برای آن در پی داشته باشد.

2-     یک سیستم، اولویت پردازش ضروری را به آن دسته از اطلاعاتی می‌دهد که پیچیدگی موضوع را کم می‌کنند.

سیستم حکمرانی کشور نیز بر اساس دو اصل فوق در تمامی سال‌های گذشته اطلاعات را به گونه‌ای تحریف کرده است که بحران‌های برآمده از طراحی ناکارآمد و ضعف‌های خود را متوجه کنشگران فردی و یا قدرت‌های خارجی کرده است؛ بی دلیل نیست که تمامی روسای جمهور پیشین از منظر این سیستم، اکنون بی اعتبار شده‌اند؛ چرا که این سیستم برای پوشاندن نقاط ضعف خود به قربانی نیاز دارد و قربانی جدید حسن روحانی است.

در کشور در تمامی سال‌های گذشته و از قضا در مورد همین بحران کاهش ارزش پول ملی، گروه‌های سیاسی رسمی فعال در کشور از تنها عاملی که سخن به میان نمی‌آورند، ناکارآمدی سیستم حکمرانی کشور است.

از منظر این گروه‌ها، در بحران‌ها همواره مدیران، کنشگران و گروه‌های سیاسی رقیب مسئول‌ بوده‌اند و هیچگاه از علت اصلی پیدایش بحران، یعنی ناکارآمدی سیستم حکمرانی سخنی به میان آورده نمی‌شود. سخن اینجاست که مگر این سیستم حکمرانی در مجموع سال‌های گذشته در عرصه‌های آموزش، محیط زیست، میراث فرهنگی، سیاست داخلی و سیاست خارجی عملکرد مثبت و رضایت بخشی داشته است که انتظار داریم در عرصه اقتصادی و مشخصا حفظ ارزش پول ملی عملکرد مناسبی داشته باشد.

روند نزولی کاهش ارزش پول ملی ارتباطی تنگاتنگ با عامل کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، کاهش سطح سرمایه اجتماعی فردی و نهادی، کاهش وسعت جنگل‌های کشور، کاهش ارزش پاسپورت ایران و تمامی کاهش‌ها و افزایش‌های نگران کننده ایران امروز دارد.

زمان آن رسیده است که درباره این علت مشترک گفتگو کنیم؛ به تعویق انداختن گفتگو درباره این علت، متهم کردن این کنشگر و یا آن کنشگر و تمرکز بر توصیه‌های اخلاقی به مردم عادی برای مصرف کمتر آب و نخریدن ارز، نه تنها کمکی به حل بحران نخواهد کرد بلکه زمان را برای جلوگیری از رسیدن کشور به مرز فروپاشی از بین خواهد برد و فضای ذهنی جامعه را مغشوش خواهد می‌کند. 

اکنون دو راه بیشتر پیش‌رو نداریم: آغاز گفتگویی شفاف درباره ناکارآمدی‌های نظام حکمرانی و یا ادامه مسیر تا رسیدن به مرز سقوط.

آقای روحانی! بزرگترین مسئولیت شما در شرایط کنونی آغاز گفتگویی شفاف با جامعه ایرانی درباره ناکارآمدی‌های نظام حکمرانی است؛ بدون سخن گفتن از آنها که البته موجبات رنجش بسیاری و از جمله خودتان را فراهم خواهد کرد، رهایی از شرایط کنونی امکان‌پذیر نیست. سیستم‌های حکمرانی ناکارآمد برای ادامه حیات به کنشگرانی نیاز دارند که مسئولیت بحران‌های سیستمی را بر عهده آنها بگذارند تا از این طریق هم نقش خود را در پیدایش بحران‌ها بپوشانند و هم از پیچیدگی‌های موضوع بکاهند و این بار نوبت شماست.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:

 @governancesystems


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۰
سجاد فتاحی

افزایش قیمت دلار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی